مارا در گوگل محبوب کنید :
 


داستان جالب و خنده دار “سه الاغ‌”

|| داستان جالب و خنده دار “سه الاغ‌” ||

مردی روستایی با چند الاغش وارد شهر شد. هنگامی که کارش تمام شد و خواست به روستا بازگردد، الاغ ها را سرشماری کرد. دست بر قضا سه رأس از الاغ ها را نیافت. سراسیمه به سراغ اهالی رفت و سراغ الاغ های گمشده را گرفت…

ادامه نوشته داستان جالب و خنده دار “سه الاغ‌” .

داستان کوتاه و جالب مادر شوهر و مادر زن

|| داستان جالب مادر شوهر و مادر زن ||

شهین خانم و مهین خانم توی خیابون به هم رسیدن ،بعد از کلی احوالپرسی و چاق سلامتی شهین خانم پرسید : …

ادامه نوشته داستان کوتاه و جالب مادر شوهر و مادر زن .

داستان پند آموز پیرمرد بدهکار و دخترش جدید

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود ، پس می داد . کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند …

ادامه نوشته داستان پند آموز پیرمرد بدهکار و دخترش جدید .

داستان کوتاه و آموزنده‌ى “امیــــد”

داستان کوتاه و آموزنده‌ى “امیـــد

چهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. » …

ادامه نوشته داستان کوتاه و آموزنده‌ى “امیــــد” .

دو داستان کوتاه و جالب پندآموز

دو داستان کوتاه و جالب پندآموز به نام هاى “ جراح و تعمیرکار ” و “ طعم هدیه

ادامه نوشته دو داستان کوتاه و جالب پندآموز .

داستان جالب و خنده دار “شب امتحان”

شب هنگام ، میر محمد باقر طلبه جوان ، در اتاق خود مشغول مطالعه بود ، که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت خود به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید دختر پرسید : …

ادامه نوشته داستان جالب و خنده دار “شب امتحان” .

یک داستان جالب و عجیب

|| یک داستان جالب و عجیب ||

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ » …

ادامه نوشته یک داستان جالب و عجیب .

صفحه 1 از 41234