…
…
در کنار رویاهایم یک صندلی از آن توست …. چه بشینی…. چه نشینی!!!!! …
.:: داستان بسیار زیبای گل سرخ (حتما بخوانید) ::.
” جان بلانکارد ” از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد . او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ …
نگاهم کرد ، پنداشتم دوستم دارد ، نگاهم کرد در نگاهش هزاران عشق خواندم
نگاهم کرد ، دل به او بستم ، باز نگاهم کرد و …
تازه فهمیدم یارو خله ! فقط نگاه میکنه ! …
امشب به عشق حیدر ، ما را ببخش یکسر / جان حسین و زینب ، بر ما بده پناهی
آخر به بیت زینب ، بیمار دارم امشب / از ما مگیر او را ، جان حسن الهی . . .

روزه دار گرامی ، ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما
جهت رفاه حال اطرافیان و حتی حیوانات
لطفا موقع سحر ، ۵-۶ بار مسواک بزنید !
با تشکر

مادر ها دو سال اول به بچه هاشون راه رفتن و حرف زدن یاد میدن
بقیه عمر بهشون میگن : بتمرگ ، خفه شو !! …